نقد فیلم «گرگ‌بازی»

۳ از ۱۰.

پردازش خوب و پتانسیل بسیار بالا ولی روایت و پایان بسیار بسیار ضعیف.

تغییر سرعت و میزان پردازش به جزئیات در فیلم در حد باورنکردنی‌ای ناشیانه بود. من تصادفاً در دقیقه ۸۰ فیلم را متوقف کردم و برایم به‌شدت جالب بود در ۱۰ دقیقه باقی‌مانده فیلم چگونه جمع خواهد شد. و آن ۱۰ دقیقه چیزی نبود جز سیاه‌کردن برگه امتحان توسط دانشجوی شیطان و بی‌انگیزه (فیلمنامه‌نویس فیلم اولی).

در نقد خوبی خواندم که «پایان باز» با «پایان ناتمام» متفاوت است. و به‌نظرم این فیلم پایان توهین‌آمیزی داشت. در پایان باز مخاطب مختار است از چند گزینه موجود یکی را به انتخاب خودش برگزیند. حتی با دیدن مجدد فیلم و صحبت با اطرافیان می‌تواند شواهد و سمبل‌های بیشتری را در یابد و انتخابش را تغییر بدهد. (نظیر پایان «اینجا بدون من»). همین درگیر کردن اکتیو ذهن مخاطب، و دادن اختیار به بیننده‌ای که جایگاه سنتی‌اش صددرصد مفعول و گیرنده‌ست، می‌تواند جذاب باشد. حتی در حدی که در صنعت سینمای مدرن نظیر بلک‌میرر در نت‌فلیکس این اختیار در زمینه‌ی فرای صدا و تصویر به مخاطب داده شده. این ویژگی (و حتی ژانر) «پایان باز» ممکن‌ست به مذاق برخی مخاطبین خوش نیاید، اما سبک پذیرفته شده و تعریف‌داری است.

گرگ‌بازی ولی پایان باز نداشت. چرا که به‌جای بیش از یک انتخاب، دقیقاً صفر انتخاب به مخاطب داده می‌شد؛ چون میزان سوراخ‌ها و سؤالات موجود در حدی بود که خلاق‌ترین مخاطب هم، حتی در سناریوهای سورئال، واقعاً نمی‌تواند این حجم از بریز و بپاش بی‌ربط فیلمنامه را با هیچ وصله و پینه‌ای جمع کند.

اینجاست که می‌فهمیم فیلم‌نامه عملاً گلچینی از خرده‌داستان‌های کلیشه‌ای (فلش‌بک‌ها) و یک تم پرپتانسیل در ابتداست، اما سه یا چهار فیلم‌نامه نویس نتوانسته‌اند هیچ انسجام و کلیّتی را توافق کنند و فیلم عملاً پاره پوره به خورد مخاطب داده شده.

از سوی دیگر فیلم نه پیام خاصی دارد (اجتماعی، سیاسی، فرهنگی) و نه مبحث جدیدی برای تأمل و تعمق. بعید نیست طرفداران این فیلم به‌دلیل هم‌ذات‌پنداری و تجربه‌ی بازی مافیا، و همین‌طور عطر و بوی فیکِ ژانر پلیسی-معمایی در سناریوی ایران به این فیلم علاقه نشان داده باشند.

بازیگران:
– توسلی بازی دیفالت همیشگی‌اش با کمترین عمق را داشت.
– جواهریان نسبتاً عمیق شده بود ولی نقشش جای مانور زیادی نداشت.
– مصفا کمی متفاوت بود (شخصیت دو رو) و بازی قابل قبول ولی صرفاً خوب، و نه عالی، ای داشت.
– سایرین بازیگران هم نسبتاً خوب بودند و کسی بازی بدی نداشت. اما این گاف‌های عظیم فیلم‌نامه بود که بیش از هر چیز در نیمه دوم مخاطب را کاملاً به بیرون پرت می‌کرد.

در کل شاید بتوان گفت احتمال دارد بعد از ۱۰ فیلم دیگر در این ژانر، سینمای ایران به استانداردهای جهانی برسد و به‌جای ملغمه‌ای شلخته و غیرقابل‌هضم، آثار ماندگاری بیافریند.